دانلود آهنگ های جدید ایرانی

نوامبر 2015 - لول موزیک

بهترین ها را برای شما آماده کرده ایم
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
اعتراضی نیست از امیر شهیار
دانلود آهنگ جدید یاس به نام زنده باد ایران
دانلود آهنگ جدید یاس

غروب

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 28 نوامبر 2015

دوباره داره غروب میشه
دلهره دارم و یک غم عجیب
و فاصله دارم ازخودم
این منم با اندیشه هایی سبز
برای امروز و فردایم در کنار تو….
من دوباره سخت درخود فرو میروم….
غرق اندیشه هایم میشوم
و دوباره آن بغض سنگین می آید ودر گلویم مینشیند
و من چه ساده سکوت را می پذیرم…
در بهت و حیرت گذر از این روزها…
چه باور نکردنی جوان مانده ام….
پس ازآن هم سختی…
تنهایی وعذاب…

تو خوب باش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 28 نوامبر 2015

براي آدمها چه آنها كه برايت عزيزند
چه آنهايي كه فقط دوست هستند
خاطره هاي خوب بساز…!
آنقدر برايشان خوب باش
كه اگر روزي …
هر چه بود گذاشتي و رفتي،
در كنج قلبشان جايي برايت باشد،
هر از گاهي …
دست دراز كنند و بخواهند كه باشي
هر از گاهي دلتنگ بودنت شوند…
مي دانم سخت است
ولي…
تو خوب باش حتي با آنكه با تو بد كرد
روزي مي فهمد همان ساده بودنت كم نبود…

تو خوب باش

آسمان غمینِ اهوازم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 28 نوامبر 2015

آهِ سردی که در شکارِ منی
بغضِ دردی که یادگارِ منی
تو غریبانه سوزِ پاییزی
برگِ زردی که در بهارِ منی
تنِ سردم تمامِ دیوارَست
تو دریچه که در حصارِ من
نیست بالاتر از کدورتِ تو
ای سیاهی که روزگارِ منی!
آسِمانِ غمینِ اهوازم
هم تو گردُ تو هَم غبارِ منی
برقراری به لوحِ سینه ی من
بیقرارم و تو قرارِ منی
حسرتَت انتظارِ جاویدم
آرزویی که در مزارِ منی
کاش قدری شبیه او بودی
ای غریبه که در کنارِ منی

آسمان غمینِ اهوازم

رنگ آرامش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 27 نوامبر 2015

گاهی …
برای رها شدن از زخم های زندگی
باید بخشید و گذشت …
میدانم
بخشیدن کسانی که از آن زخم ها خورده ایم،
سخت ترین کار دنیاست
ولی …
تا زماتی که هر صبح چشمان خود را با کینه باز کنیم
و آدم ها و ،خاطرات تلخ را زنده نگه داریم
و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم …
رنگ آرامش را نخواهیم دید !!
گاهی باید چشم ها را بست …
و از کنار تمام بد بودنها گذشت…

رنگ آرامش

پاییز

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 27 نوامبر 2015

پاییز آن سال خورشید زودتر از همیشه می آمد
و خیلی بی سر و صدا هم می رفت …
پاییز آن سال آفتابی به سرم نبود …
سرمایش پهلو به پهلوی زمستان می زد
و زمستانش جرات برخواستن از خواب نه ماهه اش را نداشت …
درست مثل دستهای من
که از شدت سوز در جیبهایم جا خوش کرده بودند…
درست مثل قلبم که فقط می زد …

هنوز هم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 27 نوامبر 2015

تقدیر را می پذیرم
سعی می کنم هر چه را زمستان از من گرفته
در بهار پس بگیرم
هنوز روز ها وچیز های زیادی باقیست
هنوز دنیا زیبایی های بسیار دارد
هنوز خیلی چیزها را دوست دارم
هنوز می توانم همه را دوست داشته باشم
ای دل غمگین مباش
هنوز کبوتران زایش می کنند
هنوز قناری ها می خوانند
هنوز انسان گل سرخ می کارد
هنوز آفتابگردان به آفتاب سلام می کند
هنوز

هنوز هم

فریاد مردی که منم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 27 نوامبر 2015

پشت این شیشه های کثیف
کورسویی از نور
اگر هم هست …
پیدا نیست …
در خانه ای که یخ زده از خاطرات دور یا نزدیک
دیوارهای نم گرفته می گویند:
زندگی زیبا نیست!!!
رو به دیوار …
رو به سکوتهای ملالت بار
آه اگر نبود کوری و کری….
میدیدم نطفه ام را
تمام هستی در خون خفته ام را
که دردآلود در رحم تو می پیچید
می شنیدم نصف شدن زیر تیغ ها را
سکوت مسخره بین جیغ ها را
از فریاد مردی که منم و زنی که تویی

فریاد مردی که منم

تقدیم به پدران

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 27 نوامبر 2015

تقديم به پدرانى كه نيستن
قلمم راست بايست!
واژه ها … گوش به فرمان قلم!
همگي نظم بگيريد
مودب باشيد!
صاحب شعر عزيزي است به نام پدر
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنويسم که نگو …
تک و تنها و غريبم!
تو کجايي پدر…؟!
آنقَدَر حسرت ديدار تو دارم که نگو …
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا …
آنقَدَر بوسه به تصوير تو دادم که نگو …
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم …
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو …

عاشق باران

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 23 نوامبر 2015

ﺗﻮ ﻫﺮ ﺷﻬﺮِ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﯿﺎﺩ
ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﯽ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺩﺭﺩ
ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪ ؟
ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ؟
ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺒﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ
ﺩﻝ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻪ؟
ﭼﻪ ﺯﺧﻢ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯿﮑﺸﻪ
ﺗﻮ ﻫﺮ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﯾﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﺍﺭﻩ
ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺗﻮﺑﺎﺭﻭﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺳﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ

درختي تو کوير

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 23 نوامبر 2015

سقف خونم طلاي ناب
زير پاهام حصير سرد
تو دست من سيب گلاب
اما دلم پره ز درد
مثل درخت بيدکي
تکيه مو دادم به کسي
شدم درختي تو کوير
تنها و خشک يک اسير
اما يه روزگاري بود
پدر بزرگمون مي گفت
بهشت همين دنياي ماست
عشق و صفاست
اما کجاست
مثل درخت بيدکي
تکيه مو دادم به کسي
شدم درختي تو کوير
تنها و خشک يک اسير
مي خوام ديگه رها باشم
ساده و بي ريا باشم
زمينمو شخم بزتم
نه بد باشم نه خوب باشم
فريدون فروغي

درختي تو کوير


مطالب محبوب